المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
219
مروج الذهب ( فارسى )
را بكشت و دربارهاش اختلاف كردهاند كه ايرانى يا عرب بود ايرانيان گفتهاند عرب بود و جادوگر بود و ملك هفت اقليم داشت و پادشاهيش هزار سال بود و در زمين ستم و طغيان كرد . ايرانيان را درباره او قصه طولانى است گويند كه بكوه دماوند ما بين رى و طبرستان ببند است . شاعران متقدم و متاخر عرب از او ياد كردهاند . ابو نواس به او باليده و پنداشته كه از مردم يمن بوده است زيرا ابو نواس وابسته سعد العشيره يمن بود وى گويد : « ضحاك كه شتران و حيوانات وحشى در گذرگاههاى خود ستايش او ميكنند از ماست » پس از او فريدون پسر اثقابان پسر جمشيد پادشاه شد و ملك هفت اقليم يافت و بيوراسب را بگرفت و چنان كه گفته شد در كوه دماوند ببند كرد . بسيارى از ايرانيان و مطلعان اخبارشان چون عمر كسرى و غيره گفتهاند كه فريدون روز بند كردن ضحاك را عيد گرفت و آن را مهرگان ناميد چنان كه تفصيل آن را با هر چه در اين باب گفتهاند در اين كتاب خواهيم آورد . پايتخت فريدون بابل بود و اين اقليم را بنام يكى از دهكدههاى آن ناميدهاند كه بابل نام دارد و بر ساحل يكى از نهرهاى فرات در سرزمين عراق به يك ساعت فاصله از شهر معروف جسر بابل و رود نرس است كه جامه نرسى منسوب بدانجاست . در اين دهكده چاهى بزرگ هست كه بچاه دانيال پيمبر عليه السلام معروف است و نصارى و يهود در بعضى ايام سال كه عيد دارند بدانجا روند و شخص چون بدين دهكده نزديك شود آثار فرو ريختگى و ويرانه و بناى بسيار بيند كه چون تپههاست . بسيارى از كسان بر اين رفتهاند كه بموجب حكايت خداى تعالى كه اين دهكده را بابل نام داده دو فرشته هاروت و ماروت نيز كه نامشان به قرآن هست در همين دهكدهاند . پادشاهى فريدون پانصد سال بود ، كمتر و بيشتر از اين نيز گفتهاند . وى زمين را ميان سه فرزند خود تقسيم كرد يكى از شاعران سلف و ايرانىزادگان بعد از